ذواللمم تصویر معنی ذواللمم متضادها یکدست، صاف لغت نامه دهخدا ذواللمم. [ ذُل ْ ل ِ م َ ] ( اِخ ) لقب ذوالرأس. جریربن عطیة، در حداثت سن او. کلمات مرتبط ذوالمسحه ذولحیان ذوالکتف ذوالعبره ذوالشنه گزارش محتوای نامناسب