ذحم تصویر معنی ذحم لغت نامه دهخدا ذحم. [ ذَ ] ( ع مص ) عیب کردن. || حقیر شمردن. || راندن. || رسوا کردن. فرهنگ فارسی عیب کردن. کلمات مرتبط استرزاء استهجان حقیر کردن