لغت نامه دهخدا
حقیر کردن. [ ح َک َ دَ ] ( مص مرکب ) امهان. تحقیر. سفع. خوار کردن.
حقیر کردن. [ ح َک َ دَ ] ( مص مرکب ) امهان. تحقیر. سفع. خوار کردن.
تحقیر خوار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل و جان خواستم کردن نثارش دگر گفتم متاعی بس حقیر است