دیندوست
مترادفها
دیندار، مومن، پارسا، متدین
متضادها
دینگریز، بیدین
لغت نامه دهخدا
دیندوست. ( ص مرکب ) دوستدار دین:
پدرت این جهاندار دیندوست مرد
که هرگز نزد بر کسی باد سرد.فردوسی.بخل نزدیک تو کفراست و سخا نزد تو دین
مرد دیندوست بود آری از کفر بری.فرخی.
جمله سازی با دیندوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در طول سالهای سخت زندگیاش، همواره به دنبال یک دیندوست صلحطلب بود تا بتواند در مسائل معنوی و اخلاقی با او مشورت و تبادل نظر کند.
💡 در متون کهن ادبی، معمولاً از واژه دیندوست برای توصیف افرادی استفاده میشود که با اعتقادات مذهبی یکدیگر پیوندی عمیق و حمایتهای متقابل دارند.
💡 داشتن یک دیندوست وفادار میتواند در مسیر رسیدن به آرامش درونی و حفظ اصول اخلاقی، نقش بسیار تعیینکنندهای در زندگی روزمره انسانهای متدین داشته باشد.