دیفروجس
لغت نامه دهخدا
دیفروجس. [ ج ِ ] ( معرب، اِ ) دیفروجاس. محرف دیفروغس.
فرهنگ معین
(جِ ) (اِ. ) نک دیفروغس.
فرهنگ عمید
جسمی که پس از گداختن مس در ته کوره یا بوته باقی میماند، مارقشیشا.
ویکی واژه
نک دیفروغس.
دیفروجس. [ ج ِ ] ( معرب، اِ ) دیفروجاس. محرف دیفروغس.
(جِ ) (اِ. ) نک دیفروغس.
جسمی که پس از گداختن مس در ته کوره یا بوته باقی میماند، مارقشیشا.
نک دیفروغس.