دیرمدار

لغت نامه دهخدا

دیرمدار. [ م َ ] ( ص مرکب ) کندگرد: درم دیرمدار؛ که بسهولت از دستی بدستی نشود. که خرج کردن آن دشوار باشد. ( یادداشت مؤلف ):
دشنام دهی باز دهندت ز پی آنک
دشنام مثل چون درم دیرمدار است.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(مَ ) (ص. ) کهنه، قدیمی.

ویکی واژه

کهنه، قدیمی.

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز