دود خاستن

لغت نامه دهخدا

دود خاستن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) دود برخاستن. دود بلند شدن. دود برآمدن. ( یادداشت مؤلف ):
سرو دودی است که از آتش دل خاسته است
تا که زد از نفس گرم به بستان آتش.صائب.رجوع به دود برخاستن شود.

فرهنگ فارسی

دود برخاستن.

آرتیست یعنی چه؟
آرتیست یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز