دشوارکار تصویر معنی دشوارکار مترادفها سخت، دشوار، پرمشقت متضادها آسان لغت نامه دهخدا دشوارکار. [ دُش ْ ] ( ص مرکب ) محتاط. ( زمخشری ). فرهنگ فارسی محتاط. گزارش محتوای نامناسب