احتیاط کار
مترادفها
محتاط، بااحتیاط، تدبیرگر
متضادها
بیاحتیاط، متهور، بیپروا
لغت نامه دهخدا
احتیاطکار. [ اِ ] ( ص مرکب ) محتاط. عاقبت اندیش. استوارکار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) محتاط عاقبت اندیش استوار کار
جمله سازی با احتیاط کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما ز بهر احتیاط کار عشقش کرده ایم دل ببذل جان فراخ ار تنگ باشد خوی دوست