لغت نامه دهخدا
اندیشه گار. [ اَ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) متفکر در عاقبت کار. ( ناظم الاطباء ).
اندیشه گار. [ اَ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) متفکر در عاقبت کار. ( ناظم الاطباء ).
متفکر در عاقبت کار
💡 گذشتم ز توقیع نوشینروان جهان پیر و اندیشه من جوان
💡 فرستاده برجست مانند باد پر اندیشه سر سوی توران نهاد
💡 نیست اندیشه ام ز تیر قضا شود از زلف یار جوشن من
💡 سوی خیمه خویشتن شد به بزم دلش پر ز اندیشه گاه رزم