دست پزا
مترادفها
دستساز، پخته
لغت نامه دهخدا
دست پزا. [ دَ پ َ ] ( ن مف مرکب ) دست پز. با دست پخته شده. رجوع به دست پز شود.
فرهنگ فارسی
دست پز با دست پخته شده
جمله سازی با دست پزا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بوی خوش و بسیار لذیذ غذای دست پزا که توسط مادربزرگ مهربان در آشپزخانه تهیه میشد، تمام فضای خانه را پر کرده بود.
💡 در آن روستای بسیار دورافتاده، مردم بیشتر اوقات از غذاهای دست پزا و محلی استفاده میکردند که با مواد تازه تهیه میشد.
💡 او همیشه معتقد بود که هیچ غذای رستورانی نمیتواند جایگزین طعم بینظیر و اصیل یک غذای دست پزا و خانگی شود.