لغت نامه دهخدا
دساتین. [ دَ ] ( معرب، اِ ) ج ِ دَستان. ( آنندراج ). جمع عربی دستان است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). سرود و نغمه و حکایت و افسانه. ( آنندراج ). || صاحب اغانی گوید: گمان می کنم اوتار عودباشد. ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به دستان شود.
دساتین. [ دَ ] ( معرب، اِ ) ج ِ دَستان. ( آنندراج ). جمع عربی دستان است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). سرود و نغمه و حکایت و افسانه. ( آنندراج ). || صاحب اغانی گوید: گمان می کنم اوتار عودباشد. ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به دستان شود.
=دستان١