دراز کردگی

لغت نامه دهخدا

درازکردگی. [ دِ ک َ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت درازکرده: مَهی؛ درازکردگی رسن اسب. ( منتهی الارب ). و رجوع به دراز کردن شود.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت دراز کرده

گهر یعنی چه؟
گهر یعنی چه؟
موقتا یعنی چه؟
موقتا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز