لغت نامه دهخدا
داود اصفهانی. [ وو دِ اِ ف َ ] ( اِخ ) ( میرزا... ) فرزند میرزا عبداﷲ متخلص به عشق از سادات اصفهان است اما به نام خود داود تخلص مینماید. سلسله ایشان در دوران صفویه مشهور بودند و سلاطین صفوی مکرر با این خاندان وصلت داشته اند. میرزا داود داماد شاه سلیمان صفوی بود و بانواع کمالات موصوف. و دیری نیز تولیت و حکومت مشهد مقدس رضوی داشت. سلطان حسین صفوی مقام وزارت بدو تکلیف کرد، اما او نپذیرفت و در مشهد درگذشت. از اوست:
بی تو از شعله آه دل دیوانه ما
سیل دودی شد و برخاست ز ویرانه ما.
نگوید آنکه بداند چه گوید آنکه نداند
بحیرتم که سراغ وصالش از که بگیرم.( ریاض العارفین ص 194 ).و نیز رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص 17 و299 شود.
داود اصفهانی. [ وو دِ اِ ف َ ] ( اِخ ) امام ظاهریه است. رجوع به داود ظاهری و نیز رجوع به داودبن علی بن داودبن خلف اصفهانی و خاندان نوبختی ص 119 و روضات الجنات ص 276 شود.