دانشق
لغت نامه دهخدا
دانشق. [ ن ِ ش ُ ] ( ترکی، اِ ) کلمه ترکی است از دانشماق به معنی سخن گفتن. سخن گویی. محاوره. گفتار. || مجلس محاوره. انجمن: بزرگان دانشق بشب کرده اند و رای در شب زده اندکه شب فکر مجموع باشد. ( راحةالصدور ). در کار سلطنت با هم مشورت کردند و دانشق ساختند. ( راحة الصدور ).
فرهنگ معین
(نِ شَ ) [ تر. ] (اِ. ) = دانشمق: ۱ - اجتماع برای مشورت، کنکاج. ۲ - مجلس مشورت، مجلس عام.
ویکی واژه
دانشمق:
اجتماع برای مشورت، کنکا
مجلس مشورت، مجلس عام.