دولاق

لغت نامه دهخدا

دولاق. [ دُ ] ( ترکی، اِ ) دولاغ. در ترکیب اصطلاحی «چادردولاق » به معنی چاقچور است. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به دولاغ شود.

جمله سازی با دولاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولیا چلبی، سیاحِ معروفِ عثمانی، در سیاحتنامه خود (۱۶۴۷ تا ۱۶۵۴ میلادی) زبان مردم ینگجه را اینگونه شرح می‌دهد: «ارباب فرهنگ و معارف شهر به فارسی تکلم کنند، اما تره افشار و گوک دولاق‌هایش لهجه مخصوصی دارند که چند نمونه تقدیم می‌شود: هزه تانمه میشم، منمچون خاطرمانده اولوبدر، دارجنحمشم، یارونجشم، آپارکیلن چاقری.»اشاره این سیاحتنامه نشان می‌دهد که تا سال‌های ۱۶۵۰ یعنی حدوداً ششصد سال پس از تسلط سلسله‌های ترک‌زبان بر ولایات ایران و به‌ویژه سلجوقیان و کوچ و استقرار برخی اقوام و قبایل ترک‌زبان در آن منطقه، هنوز زبان مردم ینگجه کاملاً به ترکی تبدیل نشده بود.

💡 اولیا چلبی، سیاحِ معروفِ عثمانی، در سیاحتنامه خود (۱۶۴۷ تا ۱۶۵۴ میلادی) زبان مردم تبریز را این‌گونه شرح می‌دهد: «ارباب فرهنگ و معارف شهر به فارسی تکلم کنند، اما تره افشار و گوک دولاق‌هایش لهجه مخصوصی دارند که چند نمونه تقدیم می‌شود: هزه تانمه میشم، منمچون خاطرمانده اولوبدر، دارجنحمشم، یارونجشم، آپارکیلن چاقری.» اشاره این سیاحتنامه نشان می‌دهد که تا سال‌های ۱۶۵۰ یعنی حدوداً ششصد سال پس از تسلط سلسله‌های ترک‌زبان بر ولایات ایران و به‌ویژه سلجوقیان و کوچ و استقرار برخی اقوام و قبایل ترک‌زبان در آن منطقه، هنوز زبان مردم تبریز کاملاً به ترکی تبدیل نشده بود.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز