دادپرسی
مترادفها
پرسشگری، بازخواست، پرسیدن
متضادها
نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
دادپرسی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل دادپرس. دادخواهی.
فرهنگ عمید
عمل دادپرس، دادخواهی.
فرهنگ فارسی
عمل داد پرس
پرسشگری، بازخواست، پرسیدن
نادیده گرفتن
دادپرسی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل دادپرس. دادخواهی.
عمل دادپرس، دادخواهی.
عمل داد پرس