دائم الحیاه

مترادف‌ها

جاودان، ابدی، همیشگی

متضادها

فانی، ناپایدار، زودگذر، مرگ

لغت نامه دهخدا

( دائم الحیاة ) دائم الحیاة. [ ءِ مُل ْ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) حی العالم. ایزون.

فرهنگ فارسی

۱- جاوید زندگانی. ۲ - ( اسم ) همیشه بهار.
حی العالم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران