خیض
مترادفها
خونریزی، مایع
لغت نامه دهخدا
خیض. [ خ َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) ساخته شده از آهن اعم از نرم و سخت.
- سیف خیض؛ شمشیر از آهن اعم از آهن نرم و یا آهن سخت. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
فرهنگ فارسی
آهن اعم از نرم و سخت
خونریزی، مایع
خیض. [ خ َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) ساخته شده از آهن اعم از نرم و سخت.
- سیف خیض؛ شمشیر از آهن اعم از آهن نرم و یا آهن سخت. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
آهن اعم از نرم و سخت