خپیدن
متضادها
پدیدار شدن، نمایان شدن، آشکار شدن، ظاهر شدن
لغت نامه دهخدا
خپیدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) خمیده شدن. کج گشتن. ( ناظم الاطباء ). خمیدن. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(خَ دَ ) (مص ل. ) خفه شدن.
ویکی واژه
خفه شدن.
پدیدار شدن، نمایان شدن، آشکار شدن، ظاهر شدن
خپیدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) خمیده شدن. کج گشتن. ( ناظم الاطباء ). خمیدن. ( آنندراج ).
(خَ دَ ) (مص ل. ) خفه شدن.
خفه شدن.