خون تراویدن
مترادفها
چکیدن، جاری شدن
متضادها
خشک شدن
لغت نامه دهخدا
خون تراویدن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) دویدن خون. جاری شدن خون. خون از محلی خارج شدن. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دویدن خون جاری شدن خون
چکیدن، جاری شدن
خشک شدن
خون تراویدن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) دویدن خون. جاری شدن خون. خون از محلی خارج شدن. ( آنندراج ).
دویدن خون جاری شدن خون