خواهرک

مترادف‌ها

خواهر کوچک

لغت نامه دهخدا

خواهرک. [ خوا / خا هََ رَ ] ( اِ مصغر ) خواهر کوچک. گاهی کنایه از خواهری است که طرف محبت بسیار شخص است. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با خواهرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خواهرک کوچولوی من با آن چشم‌های درشت و خنده‌های شیرینش، همیشه می‌تواند حال بدترین روزهای من را با حضور گرم و مهربانش به خوبی تغییر دهد.

💡 وقتی خواهرک در حال بازی با عروسک‌هایش بود، متوجه شدم که چقدر با سرعت در حال رشد کردن و تبدیل شدن به یک دختر باهوش است.

💡 او همیشه مثل یک خواهرک مهربان و دلسوز در کنار من می‌ماند و در هر سختی و مشکلی، اولین کسی است که به من کمک می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران