خواهر تنی

لغت نامه دهخدا

خواهر تنی. [ خوا / خا هََ رِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواهری از طرف پدر و مادر با شخص یکی باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ). خواهر بطنی و صلبی.

جمله سازی با خواهر تنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوستان قیطریه در گذشته باغی متعلق به خواهر تنی ناصرالدین شاه قاجار بوده و به روایت تاریخ میرزا تقی خان امیرکبیر ساختمانی که اکنون محل فرهنگسرا و کتابخانه پارک می‌باشد و در ضلع شمال غربی پارک واقع شده‌است را در آن احداث نمود.

💡 پس از آنکه بهاءالله خود را من یظهره‌الله معرفی کرد عده‌ای از بابیان با او مخالفت کردند و ردیه‌هایی در مخالفت با او نگاشتند. یکی از آن‌ها عزیه خانم، خواهر تنی بهاءالله، خواهر ناتنی و از طرفداران سرسخت یحیی صبح ازل بود. او در رد ادعای وی رساله‌ای در جواب نامه عبدالبهاء نگاشت که بعدها با عنوان تنبیه النائمین به همراه ۲ بخش دیگر چاپ شد.

💡 آمیتیس دختر خشایارشا یکم و شهبانو آمستریس، همچنین خواهر تنی اردشیر یکم بود. او با یک نجیب‌زاده پارسی به نام بغابوخش فرزند زوپیر ازدواج کرد. آمیتیس و مادرش در زمان سلطنت اردشیر یکم زنان قدرتمند دربار بودند.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز