عزیه

عزیه

لغت نامه دهخدا

( عزیة ) عزیة. [ ع ِزْ ی َ ] ( ع اِمص ) انتساب. ( اقرب الموارد ). نسبت و دعوی نسبت. ( ناظم الاطباء ). عِزوة. رجوع به عزوة شود.
عزیة. [ ] ( اِخ ) دختر محمدبن عبدالملک بن یوسف مقدسی. از زنان محدث بود و در نقل احادیث نام او آمده است. ( از اعلام النساء از مخطوطات دار الکتب الظاهریة ).

فرهنگ فارسی

دختر محمد بن عبدالملک بن یوسف مقدسی از زنان محدث بود و در نقل احادیث نام او آمده است

دانشنامه عمومی

عزیه ( عبری: עֻזִּיָּהוּ ) دهمین پادشاه از پادشاهی یهودا و یکی از پسران آمازیا از یهودا بود.

جمله سازی با عزیه

💡 بخش دوم کتاب، پاسخ عزیه خانم نوری به عبدالبهاء، ردیهٔ تندی است بر بهاءالله. عزیه در رد ادعای عبدالبهاء مبنی بر درس‌ناخواندگی بهاءالله با ارائه شواهدی این مورد را رد می‌کند و از درس خواندن بهاءالله و مجالست او با علما و عرفاً یاد می‌کند.

💡 پس از آن که بهاءالله خود را من یظهره‌الله معرفی کرد، عده‌ای از بابیان با او مخالفت کردند و ردیه‌هایی در مخالفت با او نگاشتند. یکی از آن‌ها عزیه خانم، خواهر ناتنی بهاءالله، خواهر تنی و از طرفداران سرسخت یحیی صبح ازل بود. او در رد ادعای وی رساله‌ای در جواب نامه عبدالبهاء نگاشت که بعدها با عنوان تنبیه النائمین به همراه ۲ بخش دیگر چاپ شد.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز