خوانگه
مترادفها
محل، جایگاه، کانون
لغت نامه دهخدا
خوانگه. [ خوا / خا گ َه ْ ] ( اِ ) محل خوان. سفره خانه:
همان پنج تن را بر خویش خواند
بنزدیکی خوانگه برنشاند.فردوسی.
محل، جایگاه، کانون
خوانگه. [ خوا / خا گ َه ْ ] ( اِ ) محل خوان. سفره خانه:
همان پنج تن را بر خویش خواند
بنزدیکی خوانگه برنشاند.فردوسی.