لغت نامه دهخدا
بر خوان نشستن. [ ب َ خوا / خا ن ِش َ ت َ ] ( مص مرکب ) قرار گرفتن بر سر خوان و سفره.
بر خوان نشستن. [ ب َ خوا / خا ن ِش َ ت َ ] ( مص مرکب ) قرار گرفتن بر سر خوان و سفره.
قرار گرفتن بر سر سفره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما به عرض رسانيديم كه: (تاجرانيم و بر خوان انعام و احسان سلطان ميهمانان.)
💡 هردعائی را که می گوئی اجابت می کند هین مشو نومید بر خوان در دعا اسم مجیب
💡 ثبات خصم در میدان رزمت بیش از آن نبود که مرغ پخته بر خوان و سپند خام در مجمر
💡 نيك و بد هر چه كنى بهر تو خوانى سازندجز تو بر خوان بد ونيك تومهمانى نيست
💡 عشق بر مائده غیر از تن بیسر نفشاند زانکه بر خوان بلا کاسه ز سر می باید