خوابدان

مترادف‌ها

بالش، بالشت

لغت نامه دهخدا

خوابدان. [ خوا / خا ] ( اِخ ) نام نهری بوده است. نهر خوابدان. منبع این رود از جویکان است و نواحی نوبنجان را آب دهد و پس رو به جلارچان رود با نهر شیرین آمیخته گردد و در دریا افتد. ( فارسنامه ابن البلخی ). رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 225 شود.

جمله سازی با خوابدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در داستان‌های قدیمی، شاعر با توصیف خوابدان پادشاه و چیدمان باشکوه آن، سعی در نشان دادن عظمت و ثروت بی‌پایان آن پادشاه داشت.

💡 آن اتاق کوچک و دنج، با آن تخت و خوابدان چوبی قدیمی، حس و حال آرامش‌بخشی را به مهمانان در شب‌های سرد می‌داد.

💡 او پس از یک روز طولانی و پر از فعالیت‌های طاقت‌فرسا، با اشتیاق به سمت خوابدان خود رفت تا استراحت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران