vasostimulant
🌐 محرک عروق
وازواستیملانت؛ مادهای که تون یا فعالیت رگهای خونی را افزایش و آنها را منقبضتر میکند.
صفت (adjective)
📌 تحریک عملکرد اعصاب وازوموتور.
اسم (noun)
📌 یک عامل محرک عروق، به عنوان دارو.
جمله سازی با vasostimulant
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A vasostimulant increased tone and narrowed the lumen briefly.
یک محرک عروقی، تون عروق را افزایش داد و لومن را برای مدت کوتاهی تنگ کرد.
💡 The protocol avoided any vasostimulant before imaging flow.
در این پروتکل، قبل از تصویربرداری جریان خون، از هرگونه محرک عروقی اجتناب شد.
💡 Labels listed caffeine as a weak vasostimulant in some contexts.
در برخی موارد، برچسبها کافئین را به عنوان یک محرک عروقی ضعیف ذکر میکردند.