مدفونة
🌐 دفن شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دفن شده
📌 پنهان
📌 مدفون
📌 دفن نشده
📌 زمین شده
جمله سازی با مدفونة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترك النخيل ظالال عىل األرض تشبه أوضاع البرش :رؤوس مطأطأة وظهور محدبة مدفونة تحت غبار الحياة.
درختان نخل سایههایی روی زمین به جا گذاشته بودند که شبیه حالتهای انسانی بود: سرهای خمیده و کمرهای قوز کرده که زیر غبار زندگی مدفون شده بودند.
💡 وُجدتِ القطعةُ الأثريةُ مدفونة تحتَ طبقاتٍ من الرملِ قربَ الساحلِ القديمِ.
این اثر باستانی در زیر لایههای شن و ماسه در نزدیکی ساحل باستانی پیدا شد.
💡 ودفنتها في التراب لتظل هذه الرسالة مدفونة لمدة عشر سنوات تقريبا.
من آن را در زمین دفن کردم، و این پیام حدود ده سال مدفون ماند.
💡 بقيتِ السيارةُ مدفونة في الوحلِ بعدَ الأمطارِ الغزيرةِ طوالَ الليلِ.
ماشین پس از باران شدید شبانه، همچنان در گل و لای مدفون مانده بود.
💡 وجدنا آثارًا قديمة مدفونة في الارض في أطراف القرية.
ما ویرانههای باستانی مدفون در زمین، در حومه روستا، پیدا کردیم.
💡 كانتِ الرسالةُ القديمةُ مدفونة داخلَ صندوقٍ خشبيٍّ في بيتِ الجدِّ المهجورِ.
نامه قدیمی داخل یک جعبه چوبی در خانه متروکه پدربزرگ دفن شده بود.