واژه «خنطرف» در متون کهن و لغتنامههای قدیمی بهعنوان یک واژه عربی با بار توصیفی برای زنان به کار رفته و دارای معنای نسبتاً تحقیرآمیز و توصیفی است. معنای اصلی آن به «پیرزن بسیار فرتوت و از کار افتاده» اشاره دارد که به سن بالا و ناتوانی جسمی دلالت میکند. در برخی منابع لغوی، این واژه برای توصیف زنی سالخورده به کار رفته که توان جسمی خود را از دست داده و به مرحله پیری شدید رسیده است. علاوه بر این معنای اصلی، در برخی کاربردهای توصیفی دیگر، «خنطرف» برای اشاره به زن درشتهیکل، پرگوشت و دارای اندام بزرگ نیز استفاده شده است. این دو معنای متفاوت نشان میدهد که واژه هم بار سنی و هم بار ظاهری و جسمانی دارد. از نظر ریشهشناسی، این واژه عربی است و در متون کلاسیک بیشتر بهصورت صفت برای توصیف افراد به کار رفته است. کاربرد آن در زبان امروز بسیار محدود و تقریباً منسوخ شده و بیشتر در منابع لغوی یا متون قدیمی دیده میشود. همچنین این واژه در دسته کلماتی قرار میگیرد که دارای بار ارزشی منفی یا تحقیرآمیز هستند و در گفتار رسمی استفاده نمیشوند. در متون ادبی قدیم، چنین واژگانی برای توصیف دقیقتر ویژگیهای ظاهری یا سنی افراد به کار میرفتند. در نهایت، «خنطرف» واژهای کهن با دو معنای مرتبط با پیری شدید و درشتی اندام است که امروزه بیشتر جنبه تاریخی و لغوی دارد.
خنطرف
لغت نامه دهخدا
خنطرف. [ خ َ طَ رِ ] ( ع ص، اِ ) عجوز فانی. || زن ستبر پرگوشت و کلان پستان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).