خمندگی
مترادفها
خمیدگی، انحنا، کجی
متضادها
صافی، استواری
لغت نامه دهخدا
خمندگی. [ خ َ م َ دَ / دِ ] ( حامص ) قابلیت دوتا شدن. قابلیت دولا شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جمله سازی با خمندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محاسبات مهندسی، میزان خمندگی تیرهای فولادی در برابر بارهای سنگین باید به دقت اندازهگیری شود تا از فروپاشی ساختار ساختمان جلوگیری گردد.
💡 تغییر شکل ناگهانی و خمندگی بیش از حد قطعات فلزی در اثر گرما، میتواند باعث آسیبهای جبرانناپذیری به موتور خودروهای در حال حرکت شود.
💡 با بررسی میزان خمندگی ستونهای نگهدارنده، مهندسان ساختمانی توانستند امنیت و پایداری بنای قدیمی را در برابر زلزلههای احتمالی آینده تضمین کنند.