خل خلی کردن
لغت نامه دهخدا
خل خلی کردن. [ خ ُ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعمالی از روی دیوانگی انجام دادن. دیوانگی کردن. دیوانه گونه رفتار کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
اعمالی از روی دیوانگی انجام دادن دیوانگی کردن.
خل خلی کردن. [ خ ُ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعمالی از روی دیوانگی انجام دادن. دیوانگی کردن. دیوانه گونه رفتار کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
اعمالی از روی دیوانگی انجام دادن دیوانگی کردن.