خشکرو
متضادها
خوشرو، مهربان، خونگرم
لغت نامه دهخدا
خشکرو. [ خ ُ ] ( اِخ ) از ده های ساسی کلام در حوالی فرح آباد ساری است به مازندران. ( از مازندران و استرآباد رابینو انگلیسی ص 119 ).
خوشرو، مهربان، خونگرم
خشکرو. [ خ ُ ] ( اِخ ) از ده های ساسی کلام در حوالی فرح آباد ساری است به مازندران. ( از مازندران و استرآباد رابینو انگلیسی ص 119 ).