خرسند گردیدن
مترادفها
شاد شدن، خوشحال شدن
متضادها
غمگین شدن، اندوهگین شدن، ناراحت شدن
لغت نامه دهخدا
خرسند گردیدن. [ خ ُ س َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) قانع شدن. راضی شدن. || شاد شدن. شادمان گشتن:
ایزد نکند جز که همه داد ولیکن
خرسند نگردد خر از دیده اعور.ناصرخسرو.
جمله سازی با خرسند گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی مدیر شرکت متوجه تلاشهای بیوقفه و موفقیتهای بزرگ کارمندان خود شد، از نتایج بهدستآمده بسیار خرسند گردید و تصمیم به افزایش حقوق همه گرفت.
💡 مادر با دیدن نمرات عالی و موفقیتهای تحصیلی فرزندش در آزمونهای سخت سالانه، بسیار خرسند گردید و تصمیم گرفت برای او یک هدیه ویژه بخرد.
💡 دانشمندان پس از ماهها تحقیق و آزمایشهای دشوار در آزمایشگاه، از کشف این پدیده جدید علمی بسیار خرسند گردیدند و نتایج را در مجلات منتشر کردند.