کلمهی «خدازده» اسم مرکب است و بهصورت کنایی به فردی گفته میشود که بدبخت، بیکس یا بیپناه شده باشد. در این کاربرد، «خدازده» نشاندهنده ناتوانی، سرگشتگی و بیچارگی فرد است. این واژه در متون ادبی و محاورهای فارسی برای اشاره به افرادی به کار میرود که تحت فشار زندگی یا مصائب گوناگون، گرفتار تنگدستی یا بداقبالی شدهاند. از دید زبانشناسی، «خدازده» نمونهای از اسم مرکب کنایی است که با ترکیب دو بخش، معنا و بار عاطفی منفی میگیرد. بنابراین، «خدازده» مفهومی ادبی و کنایی دارد و بیانگر حالتی است که فرد بیپناه، بیکس و دچار بدبختی شده باشد.
خدازده
لغت نامه دهخدا
خدازده. [ خ ُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از بدبخت. کنایه از بیچاره. آنکه بدبخت و بی کس شده.
فرهنگ فارسی
کنایه از بدبخت کنایه از بیچاره