خاک جگرگیر
لغت نامه دهخدا
خاک جگرگیر. [ ک ِ ج ِ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زمینی که دل را از آنجا برآمدن ندهد؟ ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
فرهنگ فارسی
زمینی که دل را از آنجا بر آمدن ندهند ?
جمله سازی با خاک جگرگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر با استفاده از واژگان بسیار قدرتمند، توصیفی از خاک جگرگیر و غمانگیزِ سرزمینهای جنگزده ارائه داد که شنوندگان را بسیار متاثر کرد.
💡 شنیدن آن خبرهای ناگوار و اخبار مربوط به ویرانیهای اخیر، برای همه ساکنان این منطقه بسیار خاک جگرگیر و بسیار دردناک بود.
💡 او در اشعار خود همیشه از حقایق خاک جگرگیر زندگی و رنجهای بیپایان انسانها سخن میگفت که دل هر شنوندهای را میسوزاند.