خالی گردانیدن

مترادف‌ها

خالی کردن، تهی کردن، تخلیه کردن

متضادها

پر کردن، مملو کردن

لغت نامه دهخدا

خالی گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تهی کردن از چیزی.
- خالی گردانیدن سرای یا خانه؛ خانه را تخلیه کردن. ساکنان خانه را از خانه بیرون بردن.
- خالی گردانیدن مجلس؛ مجلس را خلوت کردن. مجلس را بی اغیار کردن.

فرهنگ فارسی

تهی کردن چیزی

جمله سازی با خالی گردانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کارشناس مسئول از تیم عملیاتی خواست که تمامی مخازن ذخیره سوخت را به طور کامل خالی گردانیدن تا بتوانند تعمیرات لازم را روی بدنه اصلی انجام دهند.

💡 برای اینکه بتوانیم تمام وسایل اضافی را از اتاق مطالعه خارج کنیم، باید ابتدا قفسه‌های کتاب را کاملاً خالی گردانیدن و سپس آن‌ها را مرتب و سازماندهی نماییم.

💡 او تصمیم گرفت تمام حساب‌های بانکی خود را خالی گردانیدن و تمام سرمایه خود را برای شروع یک کسب‌وکار جدید و بسیار پرریسک در خارج از کشور خرج کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران