لغت نامه دهخدا
خاتوله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) دونی و دغائی و حیله باشد. ( صحاح الفرس ). || دوبینی و دودلی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
گرنه خاتوله خواهی آوردن
آن چه حیله ست و تنبل و دستان ؟دقیقی.اکنون که همینت باز دارد
خاتوله کنی و چند گون شر.؟
خاتوله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) دونی و دغائی و حیله باشد. ( صحاح الفرس ). || دوبینی و دودلی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
گرنه خاتوله خواهی آوردن
آن چه حیله ست و تنبل و دستان ؟دقیقی.اکنون که همینت باز دارد
خاتوله کنی و چند گون شر.؟
۱. مکر، فریب، حیله، دغلی: گر نه خاتوله خواهی آوردن / آن چه حیله ست و تنبل و دستان (دقیقی: ۱۰۳ ).
۲. دودلی.