خاتام
مترادفها
پایان، انتها، خاتمه
متضادها
آغاز، شروع
لغت نامه دهخدا
خاتام. ( ع اِ ) مهر و انگشتری. ( منتهی الارب ). بمعنی خاتم که مهر و انگشتری باشد. ( آنندراج ). و رجوع به المعرب ص 34 شود.
فرهنگ فارسی
انگشتری، حلقهای که درانگشت کنند، خواتیم جمع
مهر و انگشتری