حماران
مترادفها
خرها، الاغها
لغت نامه دهخدا
حماران. [ ح ِ ] ( ع اِ ) دو سنگ برپاکرده که بر آنها سنگ دیگر نهند که علاة باشد و عرب بر آن کشک خشک کنند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ):
لاتنفع الشاوی فیها شاته
و لا حمارا و لا علاته.راجز ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
دو سنگ بر پا کرده که بر آنها سنگ دیگر نهند که علاه باشد و عرب بر آن کشک خشک کند
جمله سازی با حماران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در داستانهای حکیمانه و اخلاقی، گاهی از حماران برای اشاره به افراد نادان و کسانی که قدرت را به اشتباه میفهمند استفاده میشود.
💡 بار سنگین بر پشت حماران، نشاندهنده سختی و مشقت فراوانی بود که روستاییان در مسیرهای ناهموار و کوهستانی با آن روبرو بودند.
💡 شنیدن صدای حماران در نزدیکی دهکدهی متروک و خلوت، فضای آرام آن منطقه را برای مسافران خسته کمی ناآرام کرده بود.