حلقمه تصویر معنی حلقمه مترادفها حلقه، حلقه زنجیر لغت نامه دهخدا ( حلقمة ) حلقمة. [ ح َ ق َ م َ ] ( ع مص )بریدن گلو و حلقوم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). کلمات مرتبط ذعمطه قرصمه قرصبه ازدلام بحاح