حرام خورگی

مترادف‌ها

خوردن حرام، خوردن مال غیر

متضادها

حلال خوارگی

لغت نامه دهخدا

حرام خورگی. [ ح َ خوَ / خ ُ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) عمل حرام خوردن: و بدان واسطه عوانان و سرهنگان... کوتاه دست شوند و از آن حرام خورگی بی بهره شوند. رجوع به تاریخ غازانی ص 259 شود.

فرهنگ فارسی

حرام خوردن

کلمات مرتبط