دود گن

لغت نامه دهخدا

دودگن. [ گ ِ ] ( ص مرکب ) به رنگ دود. دودی. رنگ وبوی دود گرفته. ( یادداشت مؤلف ): ثوب دخن؛ جامه دودگن. ( مهذب الاسماء ): و دیگر باید که کاغذ اسفید بر کنار دیگها دوساند تا قطعاً دود نکند و دودگن نگردد. ( از رساله کهنه در باب آداب دیگ پختن ).

فرهنگ فارسی

به رنگ دود. دودی.

جمله سازی با دود گن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برق سیری که چو در پویه شود گرم عنان دود چون شعله برآید ز رهش جای غبار

💡 مرا جز دود دل در بر کسی نیست چو شمع صبح تا مردن بسی نیست

💡 فرو خور آه را، ای جان و می سوز که دود ما ره روزن نداند

💡 نگردد همت موجم قفس‌فرسودِ گوهرها به رنگ دود در توفانِ آتش می‌زنم پرها

💡 نامده در دو چشم من، خاک در تو ازمژه اشک برخ فرو دود، زود بسجده درشود

💡 یافتم باغی پر شمع و پر از شعله رستم از دود چراغ و ز دم روزن

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز