حبحبه

لغت نامه دهخدا

( حبحبة ) حبحبة. [ ح َ ح َب َ ] ( ع اِ ) هندوانه. بطیخ شامی. رقی. جبس. ج، حبحب. || رفتار نرم آب. || سستی. ضعف. || افروختگی آتش. ( از اقرب الموارد ).
حبحبة. [ ح َ ح َ ب َ ] ( ع مص ) راندن شتران را. || نرم روان شدن آب. || افروخته شدن آتش. ( اقرب الموارد ). || لاغر آوردن شتران را.

فرهنگ فارسی

راندن شتران را نرم و روان شدن آب افروخته شدن آتش

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز