حبائس
مترادفها
زندانها، محبسها
متضادها
آزادی، رهایی
لغت نامه دهخدا
حبائس. [ ح َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حبیسة. موقوفات. || شترانی که از خانه بیرون نگذاشتندی بجهت نجابت آنها. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
موقوفات شترانیکه از خانه بیرون نگذاشتندی بجهت نجابت آنها