لغت نامه دهخدا
مستلذات. [ م ُ ت َ ل َذْ ذا ] ( ع ص، اِ )ج ِ مستلذ و مستلذة. چیزهای مرغوب که بدان لذت گیرند. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به مستلذ و استلذاذ شود.
مستلذات. [ م ُ ت َ ل َذْ ذا ] ( ع ص، اِ )ج ِ مستلذ و مستلذة. چیزهای مرغوب که بدان لذت گیرند. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به مستلذ و استلذاذ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوم، هدايت به نور قرآن است و در قابل آن، غلو و تقصير از معرفت آن است، و يا وقوفبه ظاهر و وقوف به باطن است؛ چنانچه بعضىاهل ظاهر علوم قرآن را عبارت از همان معانى عرفيه عاميه و مفاهيم سوقيه وضعيه مى دانند؛و به همين عقيده تفكر و تدبر در قرآن نكنند؛ و استفاده آنها از اين صحيفه نورانيه كهمتكفل سعادت روحيه و جسميه و قلبيه و قابليه است منحصر به همان دستورات صوريهظاهريه است؛ و آن همه آياتى كه دلالت كند بر آن كه تدبر و تذكر آن لازم يا راجحاست و از استناره به نور قرآن فتح ابوابى از معرفت شود پس پشت اندازند؛ گويىقرآن براى دعوت به دنيا و مستلذات حيوانيه و تاءكيد مقام حيوانيت و شهوات بهيميهنازل شده است.
💡 گروه نخست، آن طايفه اند كه وطن اصلى و مسكن حقيقى خود را به واسطه تجارت دنياىفانى و شراء مستلذات شهوانى، لحظه اى فراموش نكنند.(رجال لا تلهيم تجارة و لا بيع عن ذكر الله ) لاجرم، اين سوختگان آتش فراق و محنتاندوختگان درد اشتياق به حكم حب الوطن من الايمان دمى از ياد رجوعغافل نيستند و از آه و حنين و ناله و انين، لمحه اى فارغ وذاهل نباشند.