حاضرغایب
مترادفها
حضور و غیاب
لغت نامه دهخدا
حاضرغایب. [ ض ِ ی ِ ] ( اِ مرکب ) در اصطلاح عرفا، خلسه: حضرت خواجه از آن منزل بیرون آمدند و اصحاب چنانکه سنت ایشان بود حاضرغائب نشسته بودند. ( انیس الطالبین نسخه خطی متعلق به کتابخانه مؤلف ص 83 ).
فرهنگ عمید
خواندن اسامی شاگردان، کارگران، یا سربازان برای تعیین کردن افراد غایب.
* حاضرغایب کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی ) = حاضرغایب
فرهنگ فارسی
حاضر و غایب کردن. خواندن نامهای جمعی برای تعیین کسانی که غایب اند چنانکه معلم شاگردانرا و صاحب منصب سربازانرا.
جمله سازی با حاضرغایب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در عرفان اسلامی، مفهوم حاضرغایب به معنای حضور خداوند در همه جا در عین آن است که از ادراک حواس مادی انسان خارج و پنهان باشد.
💡 شاعر با استفاده از پارادوکس حاضرغایب توانست احساس دلتنگی خود را نسبت به معشوقی که در میان آنها نبود اما در یادشان بود، بیان کند.
💡 مفهوم فلسفی حاضرغایب در متون کلاسیک به کار رفته است تا تضاد میان وجود فیزیکی و حضور معنوی یک موجود را به زیبایی توضیح دهد.