غیب و قصر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] غُیَّب و قُصَّر، به فرد غایب و ممنوع از تصرّف در مال خود را می گویند.
غیّب جمع غایب بر فردی که غایب است و امکان دسترسی به او نیست، اطلاق می شود، و قصّر جمع قاصر بر افرادی چون دیوانه، سفیه و کودک که از تصرف در اموال خود ممنوع اند، اطلاق می گردد.
کاربرد فقهی
بحث از غایب و قاصر هرچند از دیرباز در فقه مطرح بوده است؛ لیکن طرح آن تحت عنوان غیّب و قصّر در کلمات معاصران رایج شده است، از عنوان یاد شده در برخی ابواب، از قبیل اجتهاد و تقلید، به مناسبت بحث ولایت فقیه و حدود آن، ولایت فقها بر اموال غایبان و قاصران چون دیوانه، سفیه و کودک که ولیّ شرعی ندارند، سخن رفته و ولایت در حفظ و تصرف اموال آنان از حدود اختیارات فقیه جامع شرایط شمرده شده است.

جمله سازی با غیب و قصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الست گفتیم از غیب و تو بلی گفتی چه شد بلی تو چون غیب را عیان کردیم

💡 الیفاس لوی یا آلفونس لویس کنستانس(فرانسوی:Éliphas Lévi) نویسنده علم غیب و شعبده باز نمایشی می‌باشد.

💡 همه نقش رخ زیبای تو از غیب و شهود خودتوئی نقش چه ایفرد برون از حد و مر

💡 ایمن از عیش و عزا بی خبر از غیب و شهود فارغ از این غم و این ماتم و این آتش و دود

💡 چون غیب و حضور تو بود خوردن و خفتن هی مائده و ما حضر خویش بیارای

💡 دادم آن خاکستر آخر بر سر کویش به باد برق استغنا بجست از غیب و خاکستر بسوخت