جگر اشام

مترادف‌ها

سنگدل، بی‌رحم، بی‌عاطفه

لغت نامه دهخدا

( جگرآشام ) جگرآشام. [ ج ِ گ َ ] ( نف مرکب ) کنایه از غمخوار و محنت کش. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
لاله میخواست که از خاک درت برخیزد
بر سر کوی تو قاسم جگرآشام افتاد.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( جگر آشام ) کنایه از غمخوار و محنت کش

جمله سازی با جگر اشام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اساطیر کهن، موجوداتی جگر اشام وجود داشتند که با هدف ایجاد وحشت در دل انسان‌ها، به روستاها حمله می‌کردند.

💡 شاعر با استفاده از واژه جگر اشام، شدت بی‌رحمی و قساوت قلب دشمن را در شعر خود به زیبایی به تصویر کشیده است.

💡 آن فرمانروای جگر اشام با دستورات ظالمانه خود، باعث رنج و عذاب بی‌پایان مردم بی‌گناه در قلمرو وسیع خود شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران