جگر کش

لغت نامه دهخدا

جگرکش. [ ج ِ گ َ ک َ ] ( نف مرکب ) غمخوار و محنت کش. ( آنندراج ). اندوهگین. رجوع به جگرآشام و جگرخای شود.

فرهنگ فارسی

غمخوار و محنت کش اندوهگین

جمله سازی با جگر کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قصاب از جگر کشی آهی که چون حباب خوبست خانمان تو ویران کند در آب

💡 به مهر این در درون او جگر وش به ناز آواز درون این جگر کش

💡 مرا گر آه سوزان از جگر کش مرا گر اشک غلطان از بصر ریز

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز